برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
تو هیچوقت از صفر شروع نکردی...یک- سلام رفقا. امیدوارم حالتون خوب باشه.دو- راتنده تاکسی'>تاکسی که امروز باهاش اومدم سر کار، یه آقای بسیار مسن بود که تقریبا تمام بدنش میلرزید. لرزش نسبتا شدید سر و دست داشت. من که غالبا تو مسیر به سوژهها و موضوعاتی که باید روش کار کنیم فکر میکنم، تمام اون بیست دقیقه رو به این آقای محترم خیره شده بودم و از خودم میپرسیدم واقعا چرا آدمی با این شرایط از صبح کله سحر باید کار به این سختی بکنه؟ من که چهل سالمه، رسما دیگه نمیتونم هر روز صبح زود بیدار شم و بزنم بیرون. از وسط هفته به خسخس میافتم. کسی که تقریبا دو برابر سن من رو داره، با چه انگیزهای غیر از «احتیاج» پشت اون رل نشسته؟ ای بر باعث و بانیش لعنت.سه- بازی سپاهان و الاتحاد لغو شده. بعد از یک هفته، هیچ منبع مستقلی داخل کشور حتی یک خط تحلیل هم ارایه نداده که کاملا طبیعیه! نکته جالب اما اینجاست که مخصوصا تو ساعات اولیه وقوع این اتفاق، حتی رسانههای رسمی هم جرات نوشتن از دلیل لغو مسابقه رو نداشتن! یعنی تو این عصر و زمانه، یه بازی به این مهمی لغو شده، پنجاه هزار تماشاگر تو ورزشگاه معطل شدند و حتی تلویزیون هم نمیتونه دلیل رسمی و دقیقش رو بگه. مرجع خبری تمام مردم، توییتر و منابع غیررسمی و خارج از کشوره. محمدرضا احمدی رو آنتن شبکه سه میگه: «به هر حال ورزشگاه نقش جهان مدتهاست همین طراحی و زیرساخت رو داره». محمدرضا ساکت، مدیرعامل سپاهان هم میگه: «کنفدراسیون روی تزیینات ورزشگاه بحث داشت.» کاش میشد آقای زیدآبادی رو میدیدم و بعد از اون نطق درخشان در مورد آزادی بیسابقه بیان، همین یه مورد رو بهشون یادآوری میکردم! خداوند همه ما رو عاقبت به خیر کنه.چهار- اخیرا یه مجموعه نفیس از دو سریال شرلوک هولمز و پو
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست...یک- درود بر رفقای خوب و نازنینم. خجالت میکشم از این که این چاردیواری نقلی تو اردیبهشت و خرداد به روزرسانی نشد. این واقعا اتفاق ناخوشایندیه برای من و دوست ندارم رخ بده، اما حجم کار گاهی اونقدر زیاده که واقعا نمیشه کاریش کرد. خلاصه که معذرت.دو- حاکمیتیسازی همه چیز با تمام قوا ادامه داره؛ راه غلطی که با قدرت در حال پیموده شدنه. بقیه انجامش دادن و همیشه در نهایت شکست خوردند، اما خب انگار قرار نیست از گذشته درس گرفته بشه. این همه هزینه و تبلیغات و مانور برای راهپیمایی غدیر، ظاهرا به منظور نمایش دینگرایی مردمه، اما من اعتقاد دارم مردم اون زمانی دینباورتر بودند که خودشون خودجوش هر محله رو برای مراسم نیمهشعبان چراغونی میکردند؛ بدون بوی تند کباب و ریختوپاش دولتی واسه چرخ و فلک و استخر توپ و شربت و شیرینی. الان که دارم این مطلب رو مینویسم، بیشتر از بیست دقیقهست که پشت سرم صدای گوشخراش آتیشبازی و انفجار شنیده میشه. همین راه رو برید که دارید خوب میرید!سه- گفتنی نیست که فشار روی رسانهها همیشه وجود داشته و گاهی خیلی هم بیشتر میشه؛ برای ما حداقل مثل پاییز و زمستون قبل و مثل همین دو هفته گذشته که ترجیح میدم ازش بگذرم. نکته جالب اما اینه که دوستان از مرحله «چی ننویسید» عبور کردند و وارد مرحله «چی بنویسید» شدند. تو این چند روز کیهان و ایران و وطن امروز و جوان و فارس و تسنیم و صداوسیما کلی گزارش علیه مطبوعات نسبتا مستقل داشتند که چرا شورش واگنر رو کار کردید؟ بعد هم همون رسانهها رو متهم کردند که چرا اعتراضات فرانسه رو آنچنان پوشش ندادید! یعنی خودشون دویست تا رسانه حاکمیتی هستند که با خدات تومن بودجه تولید محتوا میکنن، اما در عین حال نگاهشون ب
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
برچسب:
نویسنده: رها رضایی
داستان خیرات درجه بین ژنرالهای قلابییک- سلام. مخلصیم. الهی که شاید و سلامت باشید.دو- جریان مبلغ فرهنگ رسمی و حاکم، گرفتار عنصری به اسم «الهام چرخنده» شده که نمیدونه باهاش چه بکنه؛ نه میتونه هضمش کنه، نه میتونه دفعش کنه. هر لحظه امکان داره خانم چرخنده رفتاری انجام بده که حسابی برای این طیف گرون تموم بشه. اما چرا یه آدم باید بتونه واسه یه سیستم چنین هزینهای درست کنه؟ جوابش تو عیوب و اشکالات ساختاری خود سیستمه. در حقیقت ما با یه مکانیزم به شدت سطحینگر مواجهیم که افراد فرصتطلب مثل آب خوردن میتونن توش رخنه کنن و تبدیل به قهرمان و نماد و سمبل بشن. طبیعیه که بسیاری از این افراد به اونچه میگن باور قلبی و عملی ندارند، اما سیستم ریاپرور و سادهانگار به سرعت اونها رو بولد میکنه و بعد هم میشن بلای جون خودش. خانم چرخنده با یه چادر سر کردن و چهار کلمه حرف ارزشی زدن، تبدیل به ستاره این طرز تفکر شد و همه رقم امکانات مالی و رسانهای در اختیارش قرار دادند. اون اما یه «چرخنده» واقعی بود، در نتیجه چرخشهای گاه و بیگاهش، حالا تبدیل به دردسر بزرگ سیستم شده. تا دلتون بخواد مثال از این دست زیاده؛ مثلا مرحوم آزاده نامداری که نه به خاطر تواناییهاش در اجرا و کار تلویزیونی، بلکه صرفا به دلیل ارزش جانبی چادری بودن بولد شد و اون ماجراهای بسیار تلخ به وجود اومد. (روحشون شاد باشه.) امیر تتلو رو هم ببینید که زمانی خبرگزاری فارس به خاطر چهار تا پست و توییت ارزشی در پاسداشت ایشون مراسم ویژه ترتیب داد و عالیجناب رسایی اونطور قربون صدقهش رفت. بعدا ایشون همنشینی با حاجآقا رییسی رو هم تجربه کردند، اما امروز بلیت کنسرت میفروشن و رو استیج به مادر خودشون و هواداراشون فحش میدن. احسنت!مثال احسن در این
برچسب:
نویسنده: رها رضایی